Numvolt
فارسی
← بازگشت به برنامه

Numvolt · راهنماها

یک روال ریاضی ذهنی روزانه که در واقع می چسبد

مدت زمان یک جلسه چقدر باید باشد، چرا فاصله گذاری و مشکلات مختلط بر بلوک های طولانی غلبه می کند، چرا تست شدن بر بازبینی ضربه می زند، و چگونه می توان پیشرفت را بدون اجازه دادن به تایمر جلسه را اندازه گیری کرد.

Numvolt — ریاضی ذهنی
Numvolt · ریاضی ذهنی
در این راهنما۱۵

با پنج دقیقه شروع کنید نه پنجاه

روتینی که زنده می ماند، روتینی است که به اندازه کافی کوچک است که در یک روز بد انجام شود. پنج دقیقه در روز، چهل دقیقه در روز یکشنبه است، و آن را دو بار ضرب می کند: یک بار به این دلیل که شما واقعاً آن را انجام خواهید داد، و یک بار به دلیل نحوه ذخیره تمرین. افرادی که با جلسات بلندپروازانه شروع می‌کنند، تقریباً همیشه در عرض یک دو هفته متوقف می‌شوند، و معمولاً به این نتیجه می‌رسند که وقتی چیزی که نداشتند اندازه واقعی‌شان بود، نظم و انضباط ندارند.

چرا گسترش تمرین بهتر عمل می کند

قوی‌ترین یافته در مورد زمان‌بندی تمرین، اثر فاصله‌گذاری است: همان مقدار کل تمرین زمانی که در طول زمان به جای متمرکز پخش می‌شود، حفظ بهتری ایجاد می‌کند. Cepeda و همکارانش در سال 2006 این موضوع را در تعداد زیادی از مطالعات مرور کردند و سؤال زمان‌بندی را مستقیماً در سال 2008 بررسی کردند. برای محاسبات این به طور غیرعادی راحت است، زیرا واحد طبیعی تمرین تعداد انگشت شماری سؤال است تا یک ساعت.

تست شدن بهتر از مرور است

خواندن یک روش و فکر کردن به اینکه آن را می‌فهمید با تولید پاسخ یکسان نیست. Roediger و Karpicke در سال 2006 یادگیری با آزمون را توضیح دادند: بازیابی چیزی از حافظه آن را بیشتر از مطالعه مجدد آن برای مدت زمان مشابه تقویت می کند. در اینجا اعمال می شود، به این معنی است که تمرین شما باید تقریباً کاملاً سؤال باشد و تقریباً هیچ یک از آنها نباید در مورد تکنیک ها مطالعه شود.

عملیات را مخلوط کنید

انجام بیست ضرب و سپس بیست تقسیم وسوسه انگیز است، زیرا یک بلوک سازنده احساس می شود و پاسخ ها سریعتر می آیند. رورر و تیلور در سال 2007 دریافتند که به هم ریختن مسائل ریاضی یادگیری را در مقایسه با تمرین یک نوع در یک زمان بهبود می بخشد، حتی اگر در حین انجام آن احساس سختی داشته باشید. تمرین مسدود باعث می شود که جلسه احساس بهتری داشته باشد و یادگیری بدتر شود، که یکی از تله های قابل اعتماد در این زمینه است.

چرا تمرین سخت تر احساس بدتر می کند و بهتر عمل می کند

تمرین ترکیبی و فاصله دار باعث ایجاد خطاهای بیشتر در طول جلسه و عملکرد بهتر بعدا می شود. تمرین انبوه و مسدود شده باعث ایجاد یک جلسه صاف و ماندگاری ضعیف تر می شود. از آنجایی که ما تمرین را بر اساس احساس آن قضاوت می کنیم، اکثر مردم سیگنال اشتباه را بهینه می کنند. اگر جلسه شما کمی ناراحت کننده است و در حال انجام برخی اشتباهات هستید، معمولاً این شکلی است که می خواهید.

از تایمر به عنوان اندازه گیری استفاده کنید نه تنبیه

تایمر مفید است زیرا سرعت و دقت در کنار هم پیشرفتی را نشان می دهند که هیچ کدام به تنهایی نشان نمی دهد. هنگامی که هر جلسه را به یک عملکرد تبدیل می کند مضر می شود، زیرا فشار حافظه کاری مورد نیاز محاسبه را مصرف می کند. یک چیدمان کارآمد تمرین بی‌وقت است در حالی که شما در حال یادگیری یک روش هستید، و زمانی که روش دیگر تمام توجه شما را به خود جلب نمی‌کند، سرعت‌های زمان‌بندی‌شده را انجام می‌دهد.

تصحیح را بخوانید، سپس سوال را دوباره انجام دهید

خطایی که شما بررسی نمی کنید تکراری است که منتظر وقوع است. وقتی اشتباه می کنید، گام مفید این نیست که به جلو بروید، بلکه ببینید کدام قسمت شکسته است: روشی که انتخاب کرده اید، محاسبات درون آن، یا لغزش در نگه داشتن یک عدد. سپس همان سوال را دوباره انجام دهید. نام‌گذاری شکست و تکرار فوری مورد، چیزی است که اشتباه را به عمل تبدیل می‌کند تا سر و صدا.

قبل از رسیدن به حوصله موضوع را تغییر دهید

کسالت عامل اصلی رها شدن است نه سختی. بین جمع، تفریق، ضرب، تقسیم، درصد و مربع بچرخانید به جای اینکه یکی را آسیاب کنید تا کامل شود. چرخش نیز همان چیزی است که تحقیق در مورد تمرین ترکیبی توصیه می‌کند، بنابراین انتخاب لذت‌بخش و اثربخش در اینجا یکسان است، که نادر است.

جلسه را به چیزی که قبلاً اتفاق افتاده است وصل کنید

روتینی که به یادآوری بستگی دارد شکست خواهد خورد. آن را به یک نقطه ثابت در روز خود بچسبانید که چه با انگیزه باشد و چه نباشید رخ می دهد: قهوه، قطار، لحظه ای که پشت میز می نشینید. اگر یک روز را از دست بدهید، روال شکست خورده است. اگر یک هفته را از دست دادید، به جای اینکه به شخصیت خود نگاه کنید، به جایی که آن را قرار داده اید نگاه کنید.

اول چه چیزی را تمرین کنیم

با حقایقی شروع کنید که مراحل را حذف می‌کنند نه با روش‌های هوشمندانه: جداول، مربع‌های تا حدود بیست و پنج، دو برابر کردن، و کسرهای رایج و معادل‌های درصد. هر واقعیتی که خودکار می‌شود مرحله‌ای است که دیگر مجبور نیستید آن را محاسبه کنید، که فضا را برای هر چیز دیگری آزاد می‌کند. تکنیک ها پس از آن ارزش یادگیری دارند، نه قبل از آن.

سنجش پیشرفت صادقانه

دو چیز را دنبال کنید: دقت در یک مشکل ثابت و زمان صرف شده. سرعت به تنهایی به حدس زدن پاداش می دهد و دقت به تنهایی به احتیاط پاداش می دهد و فقط جفت بهبود را نشان می دهد. هفته ها را به جای جلسات مقایسه کنید، زیرا توجه و خستگی یک جلسه بیشتر از مهارت حرکت می کند. سه شنبه بد اطلاعاتی درباره سه شنبه است.

فلات ها و معمولاً معنی آنها

هنگامی که پیشرفت متوقف می شود، به ندرت علت یک سقف است. معمولاً به این صورت است که شما همان مسائل را به ترتیب مشابه تمرین کرده اید، بنابراین به جای محاسبه، دنباله ای آشنا را بازیابی می کنید. اعداد را تغییر دهید، ترتیب را تغییر دهید، یا درجه سختی را یک درجه افزایش دهید. فلات های واقعی وجود دارند و با گذشت زمان حل می شوند تا با روشی جدید.

رقابت با دیگری

دوئل روی یک تلفن تمرین را تغییر می‌دهد، زیرا فرد دیگری فشار می‌افزاید و فشار همان منبع مورد نیاز محاسبه را مصرف می‌کند. این باعث می شود که روشی ضعیف برای سنجش توانایی شما و راه خوبی برای لذت بردن از تمرین باشد که دلیل موجهی برای انجام آن است. فقط نتیجه را به عنوان اندازه گیری نخوانید.

تابلوهای امتیازات، در چشم انداز

یک نردبان انگیزه دهنده است و اندازه گیری نیست، زیرا شما شرایط، دستگاه یا سابقه تمرین شخص دیگری را در آن نمی دانید. تنها مقایسه ای که حاوی اطلاعات است، با نتایج اخیر خودتان در همان سختی است. از نردبان برای حرکت و رکورد خود برای پیشرفت استفاده کنید.

جایی که Numvolt مناسب است

Numvolt بر اساس این شکل ساخته شده است: یک حالت آرام بدون تایمر که در آن هر پاسخ اشتباه روش اصلاح را نشان می دهد، سرعت های زمان بندی شده پانزده، سی یا شصت ثانیه ای زمانی که می خواهید سرعت و دقت را با هم اندازه گیری کنید، دوئل روی یک تلفن و نردبانی که از شهر شما به دنیا می رود. ابتدا بدون فشار تمرین کنید، سپس تایمر را به محض اینکه روش ثابت ماند، اضافه کنید.

سوالات

یک جلسه ریاضی ذهنی روزانه چقدر باید باشد؟

پنج دقیقه برای شروع کافی است و این اندازه است که در یک روز بد زنده می ماند. اثر فاصله، که توسط Cepeda و همکارانش بررسی شد، به این معنی است که کل تمرین یکسانی که در طول روز پخش می‌شود، ماندگاری بهتری نسبت به یک بلوک طولانی هفتگی ایجاد می‌کند.

آیا بهتر است هر بار یک عمل را تمرین کنیم؟

نه. رورر و تیلور در سال 2007 دریافتند که به هم ریختن مسائل ریاضی یادگیری را در مقایسه با تمرین یک نوع در یک زمان بهبود می بخشد، حتی اگر تمرین مسدود شده هنگام انجام آن راحت تر به نظر برسد. تمرین ترکیبی باعث ایجاد خطاهای بیشتر در طول جلسه و عملکرد بهتر بعدا می شود.

آیا باید در مورد تکنیک ها بخوانم یا فقط سؤال کنم؟

بیشتر سوالات Roediger و Karpicke در سال 2006 یادگیری تقویت شده با آزمون را توضیح دادند: بازیابی یک پاسخ حافظه را بیشتر از مطالعه مجدد همان مطالب برای مدت زمان مشابه تقویت می کند. خواندن در مورد یک روش، تمرین آن نیست.

آیا همیشه باید از تایمر استفاده کنم؟

در حین یادگیری یک روش بدون زمان تمرین کنید، سپس زمانی که دیگر تمام توجه شما را به خود جلب نکرد، اسپرینت های زمان بندی شده را اضافه کنید. فشار، حافظه کاری مورد نیاز محاسبات را مصرف می کند، بنابراین یک تایمر تنها پس از یکدست شدن روش به خوبی اندازه گیری می کند.

وقتی سوالی اشتباه گرفتم چه کار کنم؟

مشخص کنید کدام قسمت شکسته است، روشی که انتخاب کرده اید، محاسبات درون آن یا لغزش در نگه داشتن یک عدد، سپس همان سوال را بلافاصله تکرار کنید. خطایی که شما بررسی نمی کنید تکراری است که منتظر وقوع است.

در ادامه مطلب

همه برنامه ها